X
تبلیغات
کاوشگران کنگره 60
گزارش عملکرد لژیون آقای مسعود ابراهیمی در زمینه مشاوره و درمان رایگان اعتیاد

زمان تشکیل لژیون

روزهای یکشنبه و سه شنبه نمایندگی اراک

روزهای شنبه ، دوشنبه و پنچ شنبه نمایندگی خمین

ساعات 17 الی 20

+ نوشته شده در  دوشنبه نهم بهمن 1391ساعت 8 PM  توسط بهنام نوری  | 

ساختن جهان:

پدر روزنامه میخواند اما پسر کوچکش مزاحمش میشد ؛ پدر صفحه ای از روزنامه با عکس نقشه جهان را قطعه قطعه کرد و به پسر داد و گفت : ببینم میتوانی جهان را دقیقا همانطور که هست بچینی ؟ میدانست پسرش تمام روز گرفتار اینکار است اما یک ربع بعد پسر با نقشه کامل برگشت … پدر پرسید : جغرافی بلدی ؟ چگونه این نقشه را چیدی ؟
پسر گفت : نه پشت این صفحه عکس یک آدم بود ؛ “وقتی آن آدم را دوباره ساختم ، دنیا را هم ساختم.


برچسب‌ها: درمان, کنگره60, اعتیاد, شربت اپیوم, رهایی
+ نوشته شده در  یکشنبه سی و یکم فروردین 1393ساعت 9 PM  توسط مسافر حمیدرضا  | 

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم فروردین 1393ساعت 8 PM  توسط بهنام نوری  | 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم فروردین 1393ساعت 8 PM  توسط بهنام نوری  | 

نتیجه سومین بازی تیم لژیون آقای مسعود ابراهیمی:

مسعود ابراهیمی 2 - 0 بابک لطفی

جدول هفته ششم:


ردیف

نام تیم

بازی

برد

باخت

مساوی

زده

خورده

تفاضل

امتیاز

1

بابک پاساری

3

3

-

-

9

0

9+

9

2

سیروس حسین زاده

3

2

1

-

6

4

2+

6

3

حمید رمزی

3

2

1

-

3

2

1+

6

4

مسعود ابراهیمی

3

1

2

-

3

4

1-

3

5

عباس امیرمعافی

3

1

2

-

2

6

4-

3

6

بابک لطفی

3

-

3

-

0

7

7-

0





عکس هایی از این روز مسابقات:



برچسب‌ها: درمان اعتیاد, کنگره60, شربت اپیوم, کمک راهنمائی
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه هفدهم اسفند 1392ساعت 9 PM  توسط مسافر حمیدرضا  | 

نتیجه دومین بازی تیم لژیون آقای مسعود ابراهیمی:

مسعود ابراهیمی 1 - 2 حمید رمزی


جدول هفته چهارم:

ردیف

نام تیم

بازی

برد

باخت

مساوی

زده

خورده

تفاضل

امتیاز

1

بابک پاساری

2

2

-

-

6

0

6+

6

2

سیروس حسین زاده

2

2

-

-

6

1

5+

6

3

حمید رمزی

2

1

1

-

2

2

0

3

4

عباس امیرمعافی

2

1

1

-

2

5

3-

3

5

مسعود ابراهیمی

2

-

2

-

1

4

3-

0

6

بابک لطفی

2

-

2

-

0

5

5-

0




برچسب‌ها: درمان اعتیاد, کنگره60, شربت اپیوم, کمک راهنمائی
+ نوشته شده در  دوشنبه پنجم اسفند 1392ساعت 12 PM  توسط مسافر حمیدرضا  | 

روز چهارشنبه در آخرین روز بهمن ماه شاهد رهایی سه تن دیگر از برادران هم لژیونی خود از نمایندگی های اراک و خمین بودیم.

آقای عماد، نام راهنما: آقای مسعود ابراهیمی، آنتی ایکس: هروئین و قرص

مدت سفر: 12 ماه ،داروی درمان اپیوم، از نمایندگی اراک



آقای سعید، نام راهنما: آقای مسعود ابراهیمی، آنتی ایکس: تریاک و شیره

مدت سفر: 12 ماه و 13 روز ،داروی درمان OT، از نمایندگی خمین



آقای بهنام، نام راهنما: آقای مسعود ابراهیمی، آنتی ایکس: تریاک و متادون

مدت سفر: 10 ماه و 3 روز ،داروی درمان اپیوم، از نمایندگی اراک


برچسب‌ها: درمان, کنگره60, اعتیاد, شربت اپیوم, رهایی
+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم اسفند 1392ساعت 10 AM  توسط بهنام نوری  | 

اکواریوم و ماهی



روزی دانشمندى آزمایش جالبى انجام داد. او یک آکواریوم ساخت و با قرار دادن یک دیوار شیشه اى در وسط آکواریوم آن ‌را به دو بخش تقسیم ‌کرد. در یک بخش ماهى بزرگى قرار داد و در بخش دیگر ماهى کوچکى که غذاى مورد علاقه ماهى بزرگتر بود. ماهى کوچک تنها غذاى ماهى بزرگ بود و دانشمند به او غذاى دیگرى نمیداد. ماهی بزرگتر براى شکار ماهى کوچک بارها و بارها به سویش حمله برد ولى هر بار با دیوار نامریی که وجود داشت برخورد می کرد ، همان دیوار شیشه اى که او را از غذاى مورد علاقه اش جدا می کرد …
پس از مدتى ماهى بزرگ ازحمله و یورش به ماهى کوچک دست برداشت. او باور کرده بود که رفتن به آن سوى آکواریوم و شکار ماهى کوچک امرى محال و غیر ممکن است !
در پایان دانشمند شیشه ی وسط آکواریوم را برداشت و راه ماهی بزرگ را باز گذاشت ولى دیگر هیچگاه ماهى بزرگ به ماهى کوچک حمله نکرد و به آنسوى آکواریوم نیز نرفت !!!
میدانید چرا ؟ دیوار شیشه اى دیگر وجود نداشت اما ماهى بزرگ در ذهنش دیوارى ساخته بود که از دیوار واقعى سخت تر و بلند‌تر می نمود و آن دیوار ، دیوار بلندِ باور خود بود ! باوری از جنس محدودیت ،  دیواری بلند و غیر قابل عبور !


من هم همانند آن ماهی سالها بود که دیواری به اسم اعتیاد پیش رویم برای رسیدن به خواسته هایم وجود داشت.دیواری از جنس حقارت,سرفکندگی,جهالت,مواد و ....
حال زمانش رسیده اس که با حرکت در مسیر کنگره این دیوار ها را در سفر اول کنار بزنم و در سفر دوم باید به این باور دست یابم که برای انسان هیچ محدودیت وجود ندارد مگر خود آن محدودیت را برای خودش ایجاد کند.


برچسب‌ها: درمان اعتیاد, کنگره60, شربت اپیوم, کمک راهنمائی
+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم بهمن 1392ساعت 9 PM  توسط مسافر حمیدرضا  | 

مسابقات فوتبال دهمین المپیاد ورزشی کنگره 60 ( جشنواره عقاب طلایی ) بهمن ماه 1392

جدول گروه 7 (18/11/92)



ردیف

نام تیم

بازی

برد

باخت

مساوی

زده

خورده

تفاضل

امتیاز

1

بابک پاساری

1

1

-

-

2

0

2+

3

2

عباس امیرمعافی

1

1

-

-

1

0

1+

3

3

سیروس حسین زاده

1

1

-

-

1

0

1+

3

4

حمید رمزی

1

-

1

-

0

1

1-

0

5

بابک لطفی

1

-

1

-

0

1

1-

0

6

مسعود ابراهیمی

1

-

1

-

0

2

2-

0



عکس تیم لژیون آقای ابراهیمی



برچسب‌ها: درمان اعتیاد, کنگره60, شربت اپیوم, کمک راهنمائی
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم بهمن 1392ساعت 12 PM  توسط مسافر حمیدرضا  | 


-لطفا خودتان را معرفی کنیدو بفرمائیدچندسال سن دارید؟
سلام دوستان هادی هستم یک مسافر و34 سال سن دارم.


2-چه مدت مصرف کننده سیگار بودید؟آیا تا به حال ترک داشته اید؟چگونه و چه مدت؟
حدود 13 سال.یک بار به صورت سقوط آزاد ترک کردم که کمتر از یک ماه سیگار نکشیدم.


3-چه شد که به فکر ترک سیگار افتادید?

سیگار کشیدن هم یک وابستگی است و هم اینکه در جامعه وجهه خوبی ندارد.علاوه بر این اطرافیان و خانواده هم که مصرف کننده سیگار نبودن از سیگار کشیدن من آزرده میشدند.ولی نقطه تفکر من از جایی شروع شد که آقای مهندس بعد از اینکه با استفاده از روش DSTو نیکوتین خوراکی به درمان رسید در جلسه ای در تهران راجع به مضرات استفاده از سیگار صحبت کردند و استاد جلسه که یک پزشک بود تصاویری همراه خود آورده بود که عوارض وحشتناک استفاده از سیگار را نشان میداد,آنجا بود که تصمیم گرفتم من هم درمان شوم.


4-ترک سیگار به روشDSTچگونه بود؟آیا آدامس جایگزین خوبی برای سیگار بود؟لطفا نام(مارک)آدامس مصرفی خود را بنویسید؟
من از آدامس نیکولایف استفاده کردم.در مرحله سازگاری کمی دچار مشکل شدم که قابل تحمل بود و اصلا قابل مقایسه با ترک سقوط آزاد نبود ولی بعد از 20روز کاملا جای سیگار را پر کرد.

5-درحال حاضر چه تغییراتی در خود احساس میکنید؟(جسمی.روانی.جهانبینی)
بعد از درمان وابستگی به سیگار اعتماد به نفس بیشتری پیدا کرده ام و خیلی از این موضوع خوشحالم.هنوز هم برای عجیب و شگفت آور است که بعد از درمان و در طی سفر یک بار هم هوس سیگار نکرده ام و اصلا باورم نمیشود که من هم سیگاری بوده ام


6-آیا از قطع ترک سیگار ترس داشتید؟
اوایل سفرم کمی ترس داشتم که که با راهنمایی آقای خدامی و استفاده از سایت این موضوع از بین رفت.


7-حضور در لژیون آقای ویلیام وایت چه کمکی به شما کرد؟
من از طریق سایت با این لژیون ارتباط داشتم.ودر مرحله سفرم کمک بسیار زیادی به من کرد که سفرم را طی کنم.


8-دوست دارید به آقای وایت چه بگویید؟
اعضای کنگره نسبت به هم پیوند محبت دارندبا اینکه ایشان در جای دیگری و در نقطه دور از ما و درکشور دیگه ای هستند ولی ولی از همین جا به ایشان سلام میکنم و دوستشان دارم و از زحماتشان تشکر میکنم.

-اگر مصرف کننده مواد مخدر بودهاید لطفا سوالات زیر را پاسخ دهید؟


1-چند سال اعتیاد داشته اید؟آنتی ایکس مصرفی شما چه بوده؟
حدود 10سال اعتیاد به تریاک داشتم که در سال آخر قرص هم به آن اضافه شد.

2-اعتیاد را چگونه درمان کردید؟چه مدت از رهایی شما میگذرد؟
با استفاده از روش21 و داروی اپیوم ده ما به راهنمایی آقای محمود شرفی سفر کردم و در حال حاضر 2سال و چهار ماه و چند روزه که رها هستم.

3-درمان اعتیاد با قطع سیگار کامل میشود؟آیا با این جمله موافقید؟شرح دهید.

برای من دروازه ورود به اعتیاد مصرف سیگار بود.اوایل مواد مصرف میکردم تا از سیگار کشیدن لذت بیشتری ببرم,علاوه بر این سیگار هم روی سیستم شبه افیونی و سایر قسمت ها اثر مخرب و منفی میگذارد و برای سلامتی بسیارزیان آور است.

4-پیشنهاد شما برای افرادی که اعتیاد خود را درمان کرده اند.اما سیگار میکشند چیست؟

خوشبختانه در حال حاضر در کنگره به لطف خداوند و همت آقای مهندس دژاکام مسئله سیگار هم حل شده و درمان سیگار اتفاق افتاده است و اکثر کسانی که اعتیاد خود را درمان میکنند و به رهایی میرسند خواستار درمان سیگار نیز هستند.توصیه من این است که این کار را بدون عجله و با کمی تفکر انجام دهند. 


برچسب‌ها: درمان, کنگره60, اعتیاد, شربت اپیوم, رهایی
+ نوشته شده در  جمعه چهارم بهمن 1392ساعت 9 AM  توسط مسافر حمیدرضا  | 

روز پنج شنبه مورخ ۲۶/۱۰/۹۲  لژیون با حضور آقای ابراهیمی راهنمای لژیون ، با موضوع  صفحه ۳۱ تا ۳۷ کتاب عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر آغاز به کار کرد.


سخنان استاد:

این کتاب گنجینه ای است که شاید امروز متوجه آن نباشیم،بخاطر اینکه تفکر ما سالها در اضداد و تاریکیها به سر میبرده است.

قانون اول شاید یک خط باشد ولی از آن مطالبی گسترده می توان استخراج نمود.تفکر چیزی نیست که تمام شدنی باشد،تفکرات در هر لحظه قابل تغییر است.هیچ موقع در تصور انسانها نمی آمد که روزی بتوانند پرواز کنند،ولی دیری نگذشت که به علم این تفکر دست نیافتنی رسیدند.

یک نفر با یک تفکر آمد و یک بنایی را ساخت که امروز یک جمعیت عظیم در حال استفاده از آنند،از این تفکر هر کسی باید به اندازه ظرف وجودیش بهره نیکویی ببرد؛اینکه من به شما میگویم به موقع و سر وقت در جلسات حاضر شوید،سر وقت داروی درمانتان را مصرف کنید؛بخاطر این است که شما در مسیر یک تفکر عظیم قرار دارید و روزنه ای از نور بر زندگی شما تابیده است که اگر متوجه آن نباشید در جایی و قسمتی از این حرکت عظیم رو به زوال خواهید رفت.

انسانها در سختی ها ساخته میشوند؛تفکر کردن کار بسیار سختی است،ندیدن سخت است،نظاره گر بودن سخت است،شنیدن و نشنیدن سخت است،دوری از ضد ارزشها سخت است،در اوایل گنگره آمدن سخت است،اما اگر ساختاری در شخص شکل بگیرد انجام تمامی اعمال برایش همانند آب خوردن میشود.

وقتی کسی آموزش ببیند و در حرکت باشد انجام خیلی از اعمال که برای دیگران بسیار سخت است برایش آسان است،و اینقدر این آموزشها با او عجین میشود که میتوان او را بچه کنگره ای نامید.هزاران نا شناخته وجود دارد که من از آنها آگاه نیستم ولی میدانم اگر راهم را درست بروم،میدانم به کجاها میرسم.من فقط راه را میدانم و میدانم که اگر تفکرم سالم نباشد رو به زوال خوهم رفت.

خود لژیون یک ساختار است،بودن در لژیون شاید در اوایل سخت باشد ولی بعد از تمرین و تکرار یک ساختار درون ما شکل میگیرد که بودن در لژیون برایمان لذت بخش خواهد شد.

این صفحه سفید نقاشی حتی در طول سفرمان نیز در اختیار ما گذاشته میشود و هر چه از نظر ما گذشته باشد در سفر دوم به نمایش در می آید.من در سفر اولم تفکرم این بود که اگر در این راه  ذره ای حالم خوب شد،تا هستی هست داخل این مسیر باشم و حرکت کنم و بر مبنای این فکر راهی در اختیارم نهاده شد که امروز بتوانم به عنوان یکی از خدمتگزاران  در کنگره 60 خدمت کنم.

 


برچسب‌ها: درمان اعتیاد, کنگره60, شربت اپیوم, کمک راهنمائی
+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم بهمن 1392ساعت 0 AM  توسط مسافر محمدحسین  | 


چهارمین جلسه از دور بیست جلسات آموزشی نمایندگی اراک روز سه شنبه مورخ اول بهمن ماه با استادی آقای مسعود، نگهبانی آقای مسعود و دبیری آقای علیرضا با دستور جلسه "وادی ششم و تاثیر آن روی من"در ساعت ۱۷ برگذار گردید.


خلاصه سخنان استاد :

شناسنامه کنگر 60 وادی های آن هست.وادی هایی که به ما جهت میدهند.در وادی اول ما با تفکر آشنا میشویم,تفکر عقل نیست.یک چیزی بالاتر از فکر و تفکر وجود دارد که به آن عقل میگویند.

در 5 وادی گذشته به من مسافرگفته شد که باید تفکر کنم و در این وادی میگوید که باید دستور عقل را اجرا کنم.در این وادی متوجه شدم که عقل هست و من میتوانم با استفاده از عقلم خیلی کارها انجام دهم ولی یک سری نیرو ها و موانع هستند که باعث میشود من نتوانم این کار را انجام دهم.

باید این نیروها را بشناسم  تابتوانم از سدشان عبور کنم.در درون ما همه چیز وجود دارد فقط ما به این مکانیزم ها توجهی نمیکردیم.برای اینکه بتوانیم به حکم عقل نزدیک شویم بایداز تمان نیروهای درونمان استفاده کنیم.باید بتوانیم صدای عقل را بشنویم و به آن چه میگوید عمل کنیم.

وقتی برای اولین بار مواد مصرف کردم حس کردم چیزی از درونم کم شده است ویک حس ترسی جایگزین آن شده است.هر باربیشتر به سمت تاریکی ها حرکت میکردم این حس ترس بیشتر میشد و تا جایی رسید که تمام زندگیم را حس ترس,حقارت و...گرفت.

عقل من حاکم شهر وجودی من است.شهری که در آن 50میلیون سلول وجود دارد و من با مصرف مواد این فرماندهی را به نفس خود داده ام وحال باید باز این فرماندهی را پس بگیرم.برای این کار باید آموزشها و دانش کنگره را فرا بگیرم.اگر من 5 وادی قبلی را کامل اجرا کرده باشم میتوانم حکم عقل را نیز به عنوان یک فرمانده اجرا کن.


برچسب‌ها: درمان, کنگره60, اعتیاد, شربت اپیوم, رهایی
+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم بهمن 1392ساعت 12 PM  توسط مسافر حمیدرضا  | 


چهاردهمین جلسه از دور بیستم  جلسات آموزشی نمایندگی اراک روزیک شنبه مورخ بیست ونهم دی ماه با استادی اقا محمد نگهبانی آقامحمد و دبیری آقا رضا با دستور جلسه "وادی ششم و تاثیر آن روی من"در ساعت ۱۷ برگذار گردید.

خلاصه سخنان استاد :

خود عقل یکی از مهمترین مولفه های صور پنهان است.من هم تعریف درستی از عقل و مغز تا قبل از ورود به کنگره نداشتم و حتی فرق این دو را نمیدانستم.

اما کنگره به من یاد داد که عقل و مغز دو مقوله جدا هستن.وبرای اینکه  من راحتتر فرق عقل و مغز را بدانم مغز را اینگونه برای من باز کرد و گفت مغز فقط یک مترجم برای عقل است مانند زبان که زبان مترجمی برای حس چشایی ماست.

اما مهندس درمورد عقل میگوید ما در کل مسیر زندگی که آغاز و پایان مشخصی ندارد باید طوری پیش برویم که به فرمان عقل برسیم.کسی نمیداند که جنس عقل چیست و تعریف مشخصی برایش بیاورد ولی عقل هر چه که هست جنسش ار پوست و کوشت و استخوان نیست پس برای همین با مرگ از بین نمیرود.

عقل ما یک حاکم عادل درشهر وجودی ماست و یک دشمن بزرگی به نام نفس امر کننده دارد.این حاکم عادل برای تصمیم گیری به یک سری اطلاعات نیاز دارد که ما این اطلاعات را با آموزش های کنگره دراختیارش قرار بدهیم.اما نقش نفس امرکننده در مقابل عقل این است که با بازی ها و تصویر سازی هایی که با ذهن انجام میدهد نگذارد که عقل حکم درستی صادر کند.

قبل از کنگره همیشه میگفتن که مصرف کننده عقل ندارد و یا دیوانه است ولی در کنگره گفتند که عقل داشته ای ولی اطلاعاتی که به عقل میدادید درست نبوده و برای همین تصمیمات اشتباه میگرفته اید.

در این وادی من باید نفس اماره را بشناسم و همچنین فرمان عقل و بتوانم صدای عقل را از نفس تشخیص دهم تا به مرحله شو شود برسم.اما فقط شناخت و تشخیص این صداها کافی نیست بلکه باید عمل کنم به صدای عقل,تا به شو شود برسم.

شو شود چیز خیلی پیچیده ای نیست که برای رسیدن به این مرحله من باید از کهکشان ها یا از کائنات سر در بیاورم یا آگاهی داشته باشم.برای مثال مهندس میگوید شو شود یعنی فردی که بدنش بوی عرق میدهد بجای رفتن به حمام به خودش عطر میزند.فرمان عقل یا همان شو شود یعنی برای از بین بردن بوی عرق به حمام بروی یا بهتر بگویم شو شود یعنی کارهای روزمره و معمولی خود را انجام بدهیم.

در آخر باید بگویم که وقتی بر سر 2راهی قرار میگیریم میتوانیم تشخیص بدهیم که راه درست کدام است ولی نمیتوانیم در این راه قدم بگذاریم.برای اینکه بتوانیم به نقطه عمل برسم باید سر جلسات حضور داشته باشم وآموزش بگیرم و دانایی کسب کنم ودانایی خود را به دانایی موثر تبدیل کنم.


برچسب‌ها: درمان, کنگره60, اعتیاد, شربت اپیوم, رهایی
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم دی 1392ساعت 10 PM  توسط مسافر حمیدرضا  | 

دهمین جلسه از دور بیستم  جلسات آموزشی نمایندگی اراک روز پنج شنبه مورخ بیست وششم دی ماه با استادی جناب آقای حکیمی نگهبانی آقا محسن و دبیری آقا مهدی با دستور جلسه "وادی ششم و تاثیر آن روی من"در ساعت ۱۷ برگذار گردید.
خلاصه سخنان استاد :

قبل از ورود به کنگره با واژه هایی چون عقل,مغز یا صور پنهان زیاد آشنا نبودم و فکر میکردم عقل همان مغز است و کسی که مغزش خوب کار میکندعقلش هم خوب کار میکند.

مسئله ای که میتواند در سفر اول برای عبور از گذرگاههای سخت کمک کند جهانبینی است.جهانبینی بر پایه شناخت خود است که اگر خود و صور پنهان و شهر وجودی خود رابیشتر بشناسی به خداوند بیشتر نزدیک میشوی و هر چه قدر این شناخت کم تر بشود فاصله ما از خداوند بیشتر میشود.

عقل در تکامل مانند ماشین تابع خودش می باشد در حالیکه روح با لطافت منحصر به فرد خود.با اراده عقل رهبری میشود یعنی چه؟

افرادی که در تاریکی سیر میکنند ودر حال تخریب کردن هستن,سن صور پنهان شان کم است.مانند یک بچه که وقتی از انجام کاری او را منع میکنیم به حرفمان گوش نمیدهد و باز کار خود را تکرار میکند چون کودک قدرت تشخیص و تجزیه و تحلیل را ندارد.

این پرونده تکامل زمانی خودش را نشان میدهد که سن صور پنهان ما بالا برود.و سن  صور پنهان زمانی بالا میرود که ما بتوانیم خوب را از خوب و بد را از بد تشخیص دهیم.که این کار,با عقل صورت میگیرد.در تمامی کارها وتصمیماتمان عقل فرمان خود را صادر میکند ولی شخص به آن توجه نمیکند چون نیرویی قوی تر از نیروی عقل در درون فرد قرار دارد که نمیگذارد صدای عقل شنیده شود.

وقتی فرد تجربه های ناخوشایند زیادی را انجام داده است و بار دگر حاضر به انجام آن تجربه ها نیست بدین معناست که فرد,رشد,تصویه,تزکیه و پالایش در خودانجام داده است.

یک سری ابزارها در خدمت عقل است که با استفاده از آن ابزارها در مورد انجام تمامی کارها تجزیه و تحلیل میکند.یکی از این ابزارها دانایست.عقل در درونمان مانند یک قاضی که میخواهد بین 2نفر قضاوت کند.قاضی ابتدا به حرفهای هر دو طرف گوش میدهد وبا تجاربی که  دارد شروع به تجزیه و تحلیل میکند وگاهی قبل از صدور هر حکمی چند نفر را برای تحقیق درمورد ادعا دو طرف می فرستد.

از نظر صور پنهانی اگر به جایی رسیده باشیم که این تجزیه و تحلیل را انجام دهیم صدای عقل را میشنویم واگر این تجزیه و تحلیل هارا درست انجام ندهیم صدای عقل را میشنویم ولی صدای بلندتری هست که بعد از صدای عقل می آید و آن صدای نفس اماره است.

اگر میخواهیم به وضعیت خود سروسامان بدهیم باید به سمت فرمان عقل حرکت کنیم و برای حرکت در این مسیر احتیاج به یک راهنما داریم کسی که بتواند راه را به ما نشان بدهد.قبل از هر حرکتی اول باید مبدا و مقصد خود را رسم کنیم.باید این هم بدانیم که مشخص کردن مبدا به اندازه مقصد مهم است.

فرمان عقل این نیست که بدانیم مثلا در آسمان هاچه میگذرد فرمان عقل این است که جدی ترین کارهایی را که به خود فرمان میدهیم را انجام دهیم مانند کارهای روزمره.

در پایان باید بگویم کل از جزء تشکیل شده است به همین جهت به ما در کنگره آموزش داده میشود تا ما در بیرون آن را اجرا کنیم. 


برچسب‌ها: درمان, کنگره60, اعتیاد, شربت اپیوم, رهایی
+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم دی 1392ساعت 8 PM  توسط مسافر حمیدرضا  | 

کارگاه آموزشی روز سه شنبه، بیست و چهارم دی ماه با دستور جلسه   فرق عمل سالم با عمل به ظاهر نیک با استادی آقای علیرضا، نگهبانی آقای مسعود، و دبیری آقای علی در ساعت 17 برگزار گردید .



خلاصه سخنان استاد :

در زمان مصرف مواد در جهل ونادانی بسر میبردم و تفکراتم همه به واسطه مصرف مواد افیونی شده بودو تصمیماتی که میگرفتم هم طبق همین تفکرات افیونی بود که درکنگره به آن جهانبینی افیونی میگویند.

که در این جهانبینی بجز جهل و نادانی,نئشگی,خماری,کینه,دشمنی و... وتوقعهای بیجا چیز دیگری را نمیدیدم.وبه همین دلیل زندگی خود راتبدیل به جهنم کرده بودم.یکی از کارهایی که در زمان مصرف زیاد انجام میدادم عمل به ظاهر نیک بود.

در کنگره فهمیدم برای انجام عمل سالم باید آموزش ببینم تا به عدالت برسم وسپس به معرفت وبعد از گذر از این مراحل  بتوانم عمل سالم انجام دهم.

عمل سالم به عملی گفته میشودکه نتیجه آن سالم و در راستای سلامت خاطر ماست هر چند ظاهر خوبی نداشته باشد.پول قرض دادن عملی خوبی است و نیکی است ولی در کنگره این عمل به ظاهر نیک است .چون ممکن است اگر من پولی را به کسی قرض بدهم و آن فرد نتواند آن پول را پس بدهد دیگر به کنگره نیاید.در صورتی که اگر من آن وجه را به او ندهم او مسیر درمان خود را ادامه بدهد.

عمل به ظاهر نیک:عملی است که ظاهر زیبایی دارد اما نتیجه آن مخرب است و از ما سلب آسایش میکند.مانند ضامن شدن.

برای رسیدن به عمل سالم باید یه چرخه را پشت سر بگذاریم که در وادی دهم به آن اشاره شده است.این چرخه بترتیب اول

تفکرسالم-----ایمان سالم------عمل سالم-----حس سالم-----عقل سالم----عشق سالم---و باز تفکر سالم---و....

و این چرخه ادامه دارد.تفکر سالم باعث میشود که من به چیزهایی سالم ومثبت فکرخود را متمرکز کنم وکم کم این عمل.امید و ایمان سالم را در بر دارد و قبل از هر عملی باعث میشود من تفکر کنم و حس ما به عنوان یک گیرنده خوب عمل میکند و پیام های سالم را به عقل میرساند و دیگر عقل اشتباه نمیکند و نتیجه تمامی این اعمال را در عشق سالم دریافت میکنم و عشق سالم باعث میشود من تفکر سالمی داشته باشم و باز این چرخه ادامه پیدا میکند


برچسب‌ها: درمان, کنگره60, اعتیاد, شربت اپیوم, رهایی
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم دی 1392ساعت 1 PM  توسط مسافر حمیدرضا  | 

سیزدهمین جلسه از دور بیستم  جلسات آموزشی نمایندگی اراک روز یکشنبه مورخ بیست ودوم دی ماه با استادی آقا موسی نگهبانی آقا محمد و دبیری آقا رضا با دستور جلسه "فرق عمل سالم با عمل به ظاهر نیک"در ساعت ۱۷ برگذار گردید.


خلاصه سخنان استاد :

همیشه بهترین راه کوتاهترین راه نیست.خوشحالم که اکنون معتاد نیستم,در ترکهای گذشته همیشه خودم را معتاد میدانستم.اما اکنون خود را مسافر میدانم و جای شکر زیادی دارد.من مسافرم و راهی شدم به سمت نور,بهشت,عدالت,معرفت,عمل سالم و...

خداوند وعده شرابی داده بود که هر چه میخوری مست تر و هر چه مست تر عاقل تر.اما آدرس این شراب کجا بود؟

من بدنبال این آدرس در بین مواد ها بوده ام وسر از بیقوله ها درآوردم چون آگاهی و دانش درستی نداشتم.فهمیدم باید در مورد هر چیزی به آگاهی برسم تا بتوانم در مسیر درست قدم بگذارم.عمل سالم هم یکی از چیزهایی است که باید درموردش به آگاهی برسم.چون با عمل سالم به حس سالم بعد به عقل سالم وبعد به عشق سالم میرسم.

عمل سالم عملی است که نتیجه درستی داردهرچند شاید ظاهر خوبی نداشته باشد.وعمل به ظاهر نیک عملی است که نتیجه خوبی ندارد شاید ظاهر خوبی داشته باشد.ما باید به سمت عمل سالم برویم وباید بدانیم کدام عمل سالم است.

مثلا راستگویی یک عمل سالم است ولی اگر با راستگویی من جان کسی به خطر بیوفتد باز هم راستگویی یک عمل سالم به حساب میآید؟یا برعکس این قضیه.دروغگویی عملی نیکو وخوبی نیست ولی اگر با دروغ  گفتنم بتوانم از یک جنگ جلوگیری کنم باز هم دروغ من یک عمل زشت وضدارزشی حساب میشود؟

در عمل سالم من با احساساتم تصمیم نمیگیرم.بلکه با عقل نتیجه گیری میکنم در مورد آن کار بعد تصمیم میگیرم.مهندس میگوید هر چیزی یک اندازه ای دارد ما باید آن اندازه را پیدا کنیم.با آموزش ها میتوان فرق عمل سالم با عمل به ظاهر نیک را تشخیص داد.البته تشخیص این دو کار سختی است.

در آخر باید بگویم که کنگره برای انجام عمل سالم اصول را به افراد ترجیح میدهد.ماهم باید برای انجام عمل سالم اینکار را انجام دهیم.   


برچسب‌ها: درمان, کنگره60, اعتیاد, شربت اپیوم, رهایی
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم دی 1392ساعت 10 PM  توسط مسافر حمیدرضا  | 

اولین رهایی مصرف نیکوتین لژیون

آقای پویان ، راهنما: آقای حسین حاج رمضان

آنتی ایکس سیگار ، مدت سفر 11 ماه و 14 روز ، داروی درمان آدامس نیکولایف


برچسب‌ها: نیکوتین, سیگار, رهایی, آدامس نیکولایف
+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم دی 1392ساعت 10 AM  توسط بهنام نوری  | 

روز چهارشنبه هیجدهم دی ماه شاهد رهایی سه تن دیگر از برادران هم لژیونی خود از
نمایندگی های اراک و خمین بودیم
.

آقای داوود، نام راهنما: آقای مسعود ابراهیمی، آنتی ایکس: تریاک،قرص و حشیش

مدت سفر: 11 ماه ،داروی درمان OT، از نمایندگی خمین



آقای علیرضا، نام راهنما: آقای مسعود ابراهیمی، آنتی ایکس: تریاک،شیشه

مدت سفر: 11 ماه ،داروی درمان OT، از نمایندگی اراک



آقای حمیدرضا، نام راهنما: آقای مسعود ابراهیمی، آنتی ایکس: هروئین و قرص

مدت سفر: 18 ماه ،داروی درمان OT، از نمایندگی اراک


برچسب‌ها: درمان, کنگره60, اعتیاد, شربت اپیوم, رهایی
+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم دی 1392ساعت 3 PM  توسط بهنام نوری  | 

قسمت دوم:

عجبا! من فقط شما را سوی گناه خواندم؛ شما اما به سوی گناه دویدید، اگرطعم گناه در ذائقه شما شیرین افتاد دیگر چرا مرا مقصر و مسوول این تباهی و گمراهی می انگارید؟


عبدالله: کدام عمل انسانها بیش از همه تو را خشمگین می کند؟
شیطان: هر چند خوش ندارم از ابرازش اما برخی انسانها برحسب عادت، با سجده های طولانی، مدام مرا آزار می دهند و بینی مرا به خاک مذلت می مالند.
عبدالله: کدام عملشان تو را بیشتر خوشحال می کند؟
شیطان: برای من بسی مسرت بخش است اینکه آدمی پشت سر هم گناه کند و توبه را مدام به تاخیر بیاندازد.


برچسب‌ها: درمان, کنگره60, اعتیاد, شربت اپیوم, رهایی
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم دی 1392ساعت 1 PM  توسط مسافر حمیدرضا  | 

هشتمین جلسه از دور بیست  جلسات آموزشی نمایندگی اراک روز پنج شنبه مورخ دوازدهم دی ماه با استادی آقای ابراهیمی نگهبانی آقا محسن و دبیری آقامهدی با دستور جلسه "نقش آموزش و خدمت در رهایی وتجربه من"در ساعت ۱۷ برگذار گردید.

خلاصه سخنان استاد :
موضوع وبحث کنگره60 درمان اعتیاد است.میدانیم که اعتیاد چه بخواهیم وچه نخواهیم یک سری زیر مجموعه هایی ضد ارزشی درونش هست که به ما تحمیل میشود و ما را وارد یک جهان تاریک میکند.برای همین میگوییم اعتیاد یعنی تاریکی.

در آن تاریکی که به واسطه جهل و نا آگاهی خود انسان بوجود می آید بعضی از کارها را میخواهیم انجام بدهیم ولی نمیتوانیم.با ورود به کنگره آموزش میگیریم واین آموزش ها باعث میشود یک تفکر ودانایی در شخص بوجود آید که بتواند از تاریکی اعتیاد نجات پیدا کند.

بدون این آموزش ها خروج از تاریکی غیر ممکن است.در گذشته و قبل از ورود به کنگره هر تلاش میکردم برای خروج از اعتیاد بیشتر فرو میرفتم.چون نمیدانستم مشکل و دردم چه هست ولی میخواستم درمانش کنم. من اگر بخواهم مشکلاتم را حل کنم اول باید بدانم مبدا یا منشا مشکلاتم کجاست.

آموزش های کنگره برای من صورت مسئله اعتیاد را باز کرد وفهمیدم مشکل اصلی اعتیادم و ترک های ناموفقم چه بوده.فهمیدم که نقش اساسی در درمان اعتیاد آموزش هست.چیزی که در آن تاریکی ها به من کمک کرد آموزش ها کنگره بود.

آموزش های کنگره مانند دریایی از علم است.هر کدام از وادی ها و آموزش های کنگره مانند کلیدی است که من باید با آن کلیدها,قفل های اعتیادم را باز کنم..بدون آموزش ها هر تغییری در من ناپایدار است.در کنگره جایی نیست که متوقف باشیم ما همیشه باید در حال آموزش گرفتم باشیم.

در مورد نقش خدمت باید بگویم:برای حرکت در یخبندان به یک گرمایی نیاز داریم که این گرما را میتوان با خدمت کردن بدست بیاوریم.با خدمت کردم میتوانیم انرژی بدست بیاوریم.برای عبور از ضد ارزش ها یک سد بسیار عظیمی سر راهمان وجود دارد.اگر بخواهیم از این سد عبور کنیم هم باید آگاهی و دانایی داشته باشیم که با آموزش ها میتوانیم بدست بیاوریم.هم باید انرژی داشته باشیم که این انرژی را با خدمت کردم باید بدست بیاوریم
.


برچسب‌ها: درمان, کنگره60, اعتیاد, شربت اپیوم, رهایی
+ نوشته شده در  جمعه سیزدهم دی 1392ساعت 12 PM  توسط مسافر حمیدرضا  |